نمیدونم از کجا شروع شد؟خودم خواستم یا دست خودم نبود؟فقط اینو میدونم با خودم یعنی با خود تنهای خودم خوشحال بودم ولی از یه جایی به بعد که نمیدونم کجا بود وچرا !دیگه خودم وتنهایی خودم راضیم نمیکنه .
بازم نمیدونم این که مثل سابق راضی وخوشحال نیستم خوبه یابد ؟نمیدونم باید تلاش کنم که برگردم به اون روزها که با روزمره ها وگپ های دوستانه ونشستن توی کافه ای دنج و دویدن های آخر شب شاد بودم .یا به این حس نیاز میدون بدم ودلشوره وناآرامیشو به جون بخرم تا ببینم آخرش به کجا میرسه!
نمیدونم....
۱۳۸۷ شهریور ۳۰, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر