۱۳۸۷ شهریور ۱۴, پنجشنبه

تموم شدن هر رابطه یه غمی پشتش هست .هرچند رابطه جون دار هم نباشه و ته دلت فکر کنی ته ته اش که تمومم بشه انگارنه انگار که اتفاقی افتاده. ولی گویا اینطور نیست .
درسته وقتی رابطه عمیقه و دلت گیررابطه است زمان بیشتری میبره که با تموم شدنش کنار بیای و ته دلت غم بزرگتری لونه میکنه و وقتی رابطه اون جوری عمیق وریشه دارنیست خوب معلومه دلت کمتر میگیره زودتر با تموم شدنش کنار میای و....
ولی یه چیزی امروز تازه فهمیدم یه مینیمم دردی وجود داره واسه تموم شدن هر ارتباطی .حالا اگه رابطه یه رشته نازک هم که باشه دلیل نمیشه دردش اندازه همون نازکی رشته باشه کم کم اون مینیمم درد رو داری واین مینیمم هم کم نیست اون قدری هست که حس کنی یه چیزی تو دلت چنگ میزنه .اون قدری هست که چشات بارونی بشه اون قدری هست که بخوای بیخیال غرورت بشی.....

هیچ نظری موجود نیست: